آی دزد آمده ،مردم  بشتابید، به دادم برسید
برد آرامشم ، از خانه در آیید، به دادم برسید

بی شرف ! دار و ندارم ، همه چیزم را برد
خانه آتش زد و در رفت ، بیایید ، به دادم برسید

آی بیچاره شدم ، خانه خرابم کرد او
سوختم ، آب بیاریید به دادم برسید

ای جماعت ننشینید، به من زل نزنید
گره از کار گشایید ،به دادم برسید

بروید از پی اش و زود برش گردانید
مال من باز ستانید ، به دادم برسید

اگر از او خبری شد، نکند تند روید
دست و پا بسته بیارید، به دادم برسید

دل من می شکند! دست درازی نکنید
جان من ! تند نه، آهسته بیارید ، به دادم برسید

دل من بود که نامرد از این خانه ربود
آی مردم ! جگرم سوخت ، کجایید؟ به دادم برسید

معصومه شریفی
 25 تیر 89/ شیراز